شهر های عربی قبل از اسلام

شهر های عربی قبل از اسلام

شهر های عربی قبل از اسلام

شهر های عربی قبل از اسلام
یکی از مسائل متعدد رو در رو با مطالعه شهر های اسلامی عبارت است از ریشه آنها که از جهات زیادی تاریک است، در این ارتباط تلاش کرده ایم در مسیری تقریبا طولانی آن را به طور متقاعد کننده ای روشن کنیم. سوال اساسی از این قرار است که چگونه جمعیتی در محدوده ای از محیط های خالی و در صحرا یا کویر باقی مانده و به زندگی کوچ نشینی و متحرک عادت کرده بودند، توانسته اند در دوره ای کوتاه چند دهه ای نه تنها سرزمین های متمدنی را فتح کنند، بلکه موفق شدند به طور کامل یک سیستم منظم را در مراکز مسکونی سازماندهی کنند. گاهی حتی بدون برخورداری از حداقل استخوان بندی از قبل موجود در شرایط محلی و در مدت زمان کوتاهی، یعنی در حدود یکی دو قرن، به شهر های بزرگ حومه مدیترانه و خاورمیانه تبدیل شوند (به انضمام قسطنطنیه بیزانس).

به بیان دیگر، این پرسش را می توان چنین عنوان کرد که ((شهر اسلامی)) ممکن است در کدام مدل ها و فرهنگ شهری، دارای تاییدیه قبلی، ریشه داشته باشد؛ یعنی، حیات و بلوغ آن در تظاهرات و رشدش، در توسعه و گسترشش، و در سازماندهی درونیش، حتی با وجودی که از دیدگاه تاریخ ظاهرا فاقد گذشته بوده و به نظر برخی ها تهی از سنت اصیل در ریشه قوم عرب است. به این ترتیب از این جا تاکیدی بر تحقیق روی مدارک ثبت شده خارج از شبه جزیره عربستان گذاشته می شود؛ یعنی بر شهر هایی که از قبل و در سرزمین های تازه فتح شده قدرتمند، موجودیت داشته اند: یعنی اسپانیا، شمال آفریقا، خاورد نزدیک، ایران، آسیای مرکزی و هند.

جستار در ریشه شهر های اسلامی در واقع شبیه به سوالی است که پژوهشگران درباره ریشه های اندیشه و آرای مربوط به اجزای آغازین معماری اسلامی پیش می کشند (به بیان دیگر، حتی درباره ریشه های برخی هنر های تصویری دیگر نیز صدق می کند) و در معماری هایی که به نظر می رسند هنوز تقریبا توسط فرهنگ اقوام مفتوح دارای اصالت و مزیت فکری اند، تامل می کنند؛ در حالی که می دانیم کم و بیش اعراب تا زمان بعثت حضرت محمد یک قوم کوچ نشین و عموما در حال جابجایی بودند؛ یعنی فاقد محصول هنری و تجربه ساخت و ساز از مصالح دائمی و پایدار بودند و در نتیجه ((در اصل و ریشه و در عمل فاقد معماری مناسبی به نام معماری قومی بودند))
یعنی اصولا از یک ایده، فکر و نظریه مستقل به خود و صاحب اختیار و توانمند تهی بودند، به نحوی که با قومیت خود موافق و در طول زمان تکرار شود (یا این که دست کم به صورت کامل و درست باشد)، حتی این موضوع در عصر حاضر نیز مصداق دارد.

شهر های عربی قبل از اسلام
در این جا لازم است بگوییم که با یک بررسی و توجه گذرا به تاریخ استقرار و ساکن شدن قوم عرب و شفافیت های موجود در باستان شناسی و در واقعیت های شهری مربوط به برخی مناطق و ایالت های عربی که قبل از اسلام در آنجا ساکن بودند، چنین تایید های ساده ای، چه به ترتیبی که در کلیت مربوط به تجارب ساخت و ساز و معماری و چه در زمینه فعالیت های شهر سازی باشند مورد تایید واقع نمی شوند.

امروزه بیشتر نظر بر این است که برخی تجارب، تکنیک ها و معیار های سازمانی در زندگی شهری از مناطق مفتوح و از طریق هیئت های اعزامی از منطقه یمن منتقل شده اند و یا این که از طریق برخی اعراب ساکن و نیز بعضی از آنها که دارای ریشه و نژاد اعراب و جنوبی اند توانسته اند به ارث برند به نحوی که از مدت ها پیش معیشت خود را از راه کشاورزی کسب کرده و در شهر هایی از مناطق حاشیه صحرای بزرگ ساکن بودند.

در آغاز چند قرن قبل از اجیره تعدادی از اقوام اصلی اعراب زندگی کوچ نشینی را کنار نهادند و در حیطه زندگی خود به منظور استقرار امکاناتی را به صورت نوعی زندگی شبه شهری فراهم آوردند و این ماجرا دست کم در سه منطقه معین و مرتبط با یکدیگر اتفاق افتاد. منطقه بین النهرین و سوریه – فلسطین؛ منطقه مرکزی – غربی، یعنی شبه جزیره ای که حجازش می نامیدند؛ و بالاخره منطقه جنوبی – غربی که با یمن امروزی منطبق است.

در ابتدا، در این مناطق (که در واقع ناحیه جغرافیایی وسیعی را شامل می‌شود، و محل استقرار فرهنگ قدیمی شهری است)، اولین خلفا در قرن هفتم میلادی و در دورانی قبل از فتوحات مستقر بودند و اساسا جماعتی از نژاد عرب در آنجا می‌زیست بطوری که کم‌و‌بیش با اجزای محلی درآمیختند و از مدت‌ها با دنیای هلنی – سلوکی و نیز روم – بیزانسی و در نتیجه با بخش هلنی و مسیحی در تماس بودند و با جهان ایرانی خصوصا با سلسله ساسانی نیز ارتباط داشتند. قسمت اعظم این جماعت از قبل کوچ نشین بودند و به دور از زندگی شهری نشینی به سر می بردند؛ از نژاد‌های گوناگون اجتماعی متحد نیز که عمدتا در مراکز ایالت‌هایی از مناطق کشاورزی زندگی می کردند، شکل گرفته بود. در حالی که در حدود چند قرن قبل اتحاد روم در شرق واقع در مرز غربی امپراتوری ایران، دستخوش تغییرات و جابجایی‌هایی شد.

با طی کردن مسیر در جهت خلاف حرکت عقربه ساعت، تمامی کمانی که منطقه وسیعی از دجله و فرات و طول مسیر ساحل مدیترانه شرقی را در بر میگیرد و به پایین می آید، با یک رشته شرایطی که صحنه های اصلی به شرح زیر به شمار می آیند، مواجه می شویم: پایتخت و مرکز فرات شهری به نام حیره بود که از تعدادی مراکز مسکونی با مجموعه هایی از خانه ها، قصر ها، بنا های بزرگ و صومعه تشکیل می شد و بر این منطقه خاندان و سلسله لاهیمیه حکومت می‌کرد و در هر یک از مراکز یاد شده فرمانداری از جانب این خاندان گماشته شده بود؛ ساکنان این منطقه عمدتا آمیزه‌ای از اعراب مسیحی و بت پرستان را شامل می شد و مجریان حکومتی ما بین بیزانسی ها و ساسانیان خراجگذار و متحدان ایرانی ها بودند که بیشتر منطقه یونانی – سوری روابط تجاری برقرار می کرد.
شهر های عربی قبل از اسلام
شهر ((اترا)) یا با تلفظ عربی ((الهدر)) مرکزی برای تجمع کاروان ها بوده که تقریبا به شکل دایره و در اطراف آن یک عبادتگاه بزرگ قوم ((سامی بنا شده بود؛ این شهر توسط حکام مختلف و مجزا هدایت و محافظت می شد؛ ولی بنیانگذاران آن توسط مردم عرب بوده، به طوری که بیشتر ساکنان آن را عرب ها تشکیل می دادند و بخش دیگری از اقوام عربی در شهر های دیگری واقع در میانه بین النهرین می زیستند. شهر ادسا یا اور های که بعدا به اورفا تغییر نام داد پایتخت و مرکز اوسرهئن ایالتی است که در آن نژاد های سوری زندگی می کردند و توسط خاندانی از پادشاهان عربی – مسیحی اداره می شد، به نحوی که تمام این منطقه به نام آبقار خوانده می شد.
شهر ((کار ها)) یا هارن دسته ای اعراب بت پرست در آن زندگی می کردند به نحوی که سابی ها تشریفات مذهبی در مورد ماه پرستی را در آن مقدمه چینی کردند.

 

از سوی دیگر یک رشته ساخت و ساز های شهری و مذهبی و فعالیت های صورت گرفته توسط فرقه مونوفیزیتو (از اعراب مسیحی معتقد به برخورداری مسیح از ذاتی طبیعی) را شهادت می دهند. به طور کلی این ها خراجگزاران بیزانسی ها بودند به نحوی که قوم بزرگی از سازندگان ساختمان با اصلیت یمنی را تشکیل می دادند به طوری که منطقه وسیعی را با مراکزی از فرهنگ قدیمی که فاقد پایتخت واقعی بودند اشغال کرده بودند؛ فعالیت این جماعت علاوه بر کار های ساختمانی در روسافا در کار های مهندسی آبرسانی و آبیاری نیز تقسیم می شدند و همچنین به امور کشاورزی مانند اقوام ساکنی که به این امور توجه کامل مبذول می داشتند، دقت می کردند.

در دیگر مراکز شهری از منطقه سوری – فلسطینی، اجتماعات چشمگیری از اعراب ساکن روزگار می گذراندند که به زبان آرامی یا سوری تکلم می کردند، به طوری که از زمان‌های قبل از اسلام در شکل بخشیدن به شهر‌های مشخص که اساسا دارای فرم رومی – شرقی یا سوری – بیزانسی بود، شکت می جستند: بین شهر های یاد شده می توان تادمور را نام برد که بعدا به یکی از مراکز تجمع کاروان ها تبدیل شد، به نحوی که توانست مردم کوچ نشین و بیابان گرد سوری را در خود جای دهد و آنها را ساکن کند و بعد ها با ایجاد تغییر و تحولاتی به شهر مهم پالمیر بدل شد؛ در دمشق که نباتی ها تحت پوشش رومی ها محله را مخصوص به خود احداث کردند و همچنین محله ((جراسا – جاراش)) دقیقا از حال و هوایی نزدیک به سبک هلنی و مسیحی پیروی و احداث شد.

در وضعیت های درونی بین دنیای مدیترانه ای و کوچ نشینان عربی، نباتی ها که به زبان آرامی تکلم می کردند به پترا و سایر مراکز عربی ((پترایی))، مانند شهر های ((هجرا)) و ((ددان)) حیات بخشیدند و قبل و بعد از فتح رومی ها در این مناطق به منظور ایجاد یک زندگی ساکن و سازمان یافته دخالت می کنند و این فضای شهری و پر تحرک عملا در زمان تسخیر اسلام خاموش می شود. حتی اگر در منطقه ((اتحاد هلال ماه)) توسعه های شهری اندکی رخ داده باشد، استخوان بندی های منطقه سکونتی ((حجاز)) (دومین ایالت از سه منطقه ای که در بالا از آنها یاد شد) به طور کامل از تمرکزی شهری با اهمیتی نسبی مستثنی نمی شد، زیرا در توقفگاه های اصلی کاروان ها در خط سیر ((راه عبوری))، کمبود منابع کشاورزی محلی را پاسخ می داد.
شهر های یثرب که بعدا به مدینه تبدیل شد، مکه و طائف، محل سکونت طبقه بازرگانان و مالکین، مناطقی اند که در آنها بعثت پیامبر اسلام به وقوع پیوسته و پیام و انتشار اسلام تحقق پیدا می کند و به طور دوره ای با اعضای اعراب بدوی که به همین بدنه نژاد وابسته بودند و حافظان و دارندگان کاروان ها بودند در تضاد قرار می گیرد.

هرچند که از استخوان بندی کلی و تمرکز واقعی ساختمان ها در این مراکز اطلاعات اندکی در دست است و در قرون بعدی به تناوب بازسازی و اساسا بعد از واقعه ظهور اسلام تغییر کرده اند اما مسلم است که به دلیل اجماع عملکرد ها و اندازه های فیزیکی، آنها به طور واقعی شهر ها را شکل می دادند به نحوی که از بازار های تجاری، زیارتگاه ها و توانایی وسیع و چشمگیری و نیز حیات برخوردار بوده و تا قرن هفتم میلادی اجتماعات چشمگیر مسیحی و یهودی مرتبا به آنجا ها در رفت و آمد بودند.

شهر های عربی قبل از اسلام
سومین مورد، بدون شک مهمترین گروه از شهر های عربی پیش از اسلام است که به سرعت توسط برخی تمدن ها رونق گرفت و بین قرن ها پانزدهم قبل از میلاد و قرن ششم میلادی در دهکده های حاصلخیزی که به آنها فلیکس عربی گفته می شد و در منتهی الیه ناحیه جنوب غربی شبه جزیره عربستان واقع است به طوری که در آثار فرهنگ ها و هنر های جهان هلنی – رومی ناشناخته نبود ولی با ایران زمان هخامنشی و ساسانی و نیز تمدن قدیمی اتیوپی، نه همیشه به طور صلح آمیز رابطه ای کج دار و مریز داشت.

موضوع شهرسازی در مناطق یاد شده بالا بتمامی عبارت بود از استقرار نظامی از مراکز زیارتگاهی و عملکرد های قلعه ای که توسط یک راه اتصالی در مسیر کاروان ها از اقیانوس هند تا مدیترانه این مراکز را به یکدیگر پیوند می داد. این مراکز از نکات مشترک تمدنی قدیمی و تکامل یافته در کشاورزی شکل می گرفتند به نحوی که در مقیاس یک سرزمین و یا در اندازه های محلی و منفرد در سیستم های آبیاری پیشرفته و هوشمند، ارزشمند بودند.

شهر های اصلی، مراکز ایالت های مختلف محسوب می شدند به نحوی که تقسیم بندی این ایالت ها از این قرار بود:
بخش پادشاهی ((مینه او)) که در حال حاضر با ایالت ((جافا)) مطابقت دارد، مرکز آن ((قارنااو)) بوده و امروزه ((مائین)) خوانده می شود؛ این مرکز درون حصاری به شکل چهارگوش قرار داشت و به این ترتیب استحکاماتی بر روی یک تپه بنا شده بود؛ ((یاتیل)) که امروزه ((باراقیس)) نام دارد، روی یک تپه مصنوعی یا خاکریز بنا شده بود و نیم دایره شکل بوده و تسط دیواری با برج ها دیده بانی محصور شده و تاکنون تقریبا سالم و دست نخورده باقی مانده است؛ و بالاخره ((البیضاء)) به صورت برجی دایره ای شکل احداث شده بود.

بخش پادشاهی ((سابه ئو)) در قسمت های جنوبی منطقه یاد شده واقع بود که مرکز آن ((ماریب)) نام داشت و باقی مانده آن دو معبد از ستون های سنی یکپارچه را در خود حفظ می کند و پوشش سقف آنها از سنگ های براق و زینتی است. ((سیرواه)) با اسکلت یک معبد باستانی و به شکل بیضی که به یک قلعه تبدیل شده باقی مانده است و در حال حاضر همان صنعاست؛

در پادشاهی ((قاتابانیکو)) در ایالت های داخلی ((هادراموت)) که مرکز ((تی منا)) و ((سابو)) بوده؛

پادشاهی ((هیمی آریتیکو)) با مرکزیت ((ظفار)) که به پادشاهی های اتیوپی خیلی وابسته بود.

شهر های عربی قبل از اسلام
در مناطق حاشیه کویر خیلی از مکان های یاد شده در بالا تقریبا یک قرن قبل از ظهور اسلام متروک و مهجور شدند و امروزه به مناطق مخروبه ای تبدیل شده اند. از سوی دیگر برعکس برخی از انها توانستند زمینه شهر و روستا های یمن فعلی را فراهم آورند، به نحوی که مصالح اولیه به کار رفته در آنها بیشتر در ستون ها و تزئینات و سرستون ها از بلوک های سنگی با کنده کاری ها و نوشته ها به طور گسترده چه در مساجد و چه در دیگر ساختمان ها مشاهده می شود.

به این ترتیب، نوعی گسیختگی در سکونت پایداری که مابین دوران تمدن اعراب جنوبی و گذر کشور به اسلام برقرار بود، ظاهر می شود (در سال 580 میلادی، یکپارچگی آب بند یا سد ماریب آسیب دید و این حادثه زمانی رخ داد که بر شهر یاد شده سلطانی مسیحی به نام ابراهیم حکومت می کرد). وانگهی، به دلیل عدم استفاده صحیح و بدون توجه به تداوم راه حل های واقعی مربوط به سیستم های قدیمی هیدرولیکی، تبدیل کردن مراکز مذهبی به مساجد (مانند آنچه که در باراقیس در ماریب و شاید در صنعا روی داد) و در نظر نگرفتن فنون پایدار در دیوار سازی و حصار کشی ها و نیز عدم حفاظت گونه شناسی ساختمان های چند طبقه که در دوران پیش از اسلام مرسوم بود، تمامی این موضوعات تاییدی بر گسیختگی به شمار می آیند.
(اثری مهم از تمدن شهرنشینی جنوب عربی باقی مانده که در افسانه ها و خاطرات برجای مانده از آن، در اشعار عشایر عربی الگو برداری شده است).

به این ترتیب، نخستین حلقه از زنجیره ای که با بخش های حجاز، سوریه و بین النهرین پیوند داشت و مشخصه آنها را نیز در بر میگرفت گسسته شد؛ طبعا در این جا موضوعی به منظور شفاف شدن پیش ممی آید، به این مضمون که از چه طریقی با تجارب بعدی و خیلی دورتر از کارهای قبلی پیوند خوردند (این مسئله تماما لاینحل باقی مانده است)، و از کدام روش آثار مستقیمی را در اولین کار های معماری و شهر های اسلامی، در مناطق مفتوح از قبیل ایران، بین النهرین، سوریه، شمال آفریقا و اسپانیا از خود برجای نهادند (یعنی مستقل از مدل های یونانی یا ایرانی).

شهر های عربی قبل از اسلام

اشتراک گذاری

Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی
توسعه شتابان و ناگهانی تعدادی از شهر های اسلامی، بین قرن های هشتم تا دهم میلادی، عدمتا در محدوده مدیترانه، در آن زمان برای دنیای غرب امری ناشناخته، عجیب و نامطمئن به شمار می آمد؛ این جریان، قبل از این که به عنوان یک موضوع عجیب در اختلاف ساختاری و تفاوت های کالبدی نسبت به مجموعه شهری مابعد رومی و قرون وسطایی اروپا جلب کند، موضوعی است که نوعی ترقی و شاید به عنوان یک مدل و الگو کسب ارزش می کند، و جدا از نیروی محرکه ی فعالیتش به منظور ایجاد تغییر و تبدیل در سطح جهان و نیروی خارق العاده اش برای جلب توجه، سازماندهی و شهر نشینی شدن توده کشاورزان و دامداران در سرزمین های مربوطه، و دخالت عملی و فعالانه آنها در کار ها و اقتصاد شهری، از دیگر موارد این جریان ها به شمار می آید که قابل تامل اند.

با وجود پیشرفت ها و تاکید ها در ایجاد اصول، قوانین و شکل های مشارکت اجتماعی متفاوت در جهان های غرب و شرق، هنوز در یک فضای غیر مذهبی فاصله بین این دو پر نمی شود. به طوری که با نوعی تجسم دوگانه نامنظم و کج فهمی از هم چشمی یا رقابت ایدئولوژی، سیاسی و تجاری و شناخت از شهر های اسلامی از سوی دنیای غرب و برعکس توام است. به نحوی که در قرن نهم میلادی از سوی دریانوردان ایتالیایی به این موضوعات دامن زده شده و برخی شرایط در زمان تقابل نظامی به شکل غیر واقعی ثبت شدند.

مثلا، حادثه ای که در یک نظر کلی در قرن یازدهم رخ می دهد و عبارت است از اعاده سیاسی در اروپا که یک رشته جریان ها و حواث در مذهب مسیحیت را چه در اسپانیا، جایی که آلفونسوی چهارم در سال 1085 میلادی ((تولدو)) را شکست می دهد و چه در سیسیل ایتالیا که روجرو دی آلتاویلا بر حکام فاطمیه در 1060 میلادی پیروز می شود و همچنین در فلستین که گوف ردو دی بولیونه در سال 1099 بیت المقدس را تسخیر می کند، به همراه دارد.

در هر یک از این محیط های رزمی و جنگی نه تنها برای هر یک از طرف ها موقعیت و شرایطی علاوه بر تبادل تجربیات تکنیکی و فنون نظامی گری پیش می آمد، بلکه شناوری مرز ها و جابجایی آنها، اشغال برخی شهر ها به طور دوره ای به نحوی که گاهی زیر سلطه این گروه و گاهی تحت فرمان آن گروه در می آمد، همچنین با ادغام یا برقراری ارتباط بین دو طرف در نتیجه مواردی در زمینه های برقراری مجدد صلح و انجام اصلاحات، مهاجرت های دوطرفه، تعدد مهاجرت از سرزمین مادری و یا استارت، شکل گیری گروه هایی از اجتماعات شهری به صورت ترکیبی و مخلوط، ظهور کرده است.
این جریان ها شناخت دقیق دو جانبه را نگزیر می کنند و اگر در اجزای قوم مذاهب خللی در نیاز به همزیستی پیش آید و هر یک دارای تجهیزات و تاسیسات و سازمانی متفاوت باشند، سرنجام جریان هایی به این ترتیب ظهور می کند. مخصوصلا در دو انتهای حوزه مدیترانه محیطی پدید می آید که یکی به سویله نیروی نظامیان مسیحی که رفته رفته جهت فتح دوباره رشد می یابد، و دیگری از طریق بازیافت تفکر اسلامی، در دوران ((ایوبی))، در پاسخ به جنبش صلیبی و پادشاهان لاتینی در شرق اروپا، پا به میدان می گذارند.

بین قرن های دوازدهم و چهاردهم میلادی، جریانی گسترده به صورت عینی و مادی گسترش می یابد که مستقیما از محیط متاثر نشده، بلکه بازتاب آن از لحاظ توجه و مطالعه ظاهر می شود؛ یعنی، در ارتباط با مطالعه مذهب، علوم و فرهنگ اسلامی بوده و شاید بررسی ها و شناخت عمیق و کنجکاوی در موارد یاد شده به طور اجباری پیش آمده و به این خاطر تعدادی تجار و نمایندگان به منظور ایجاد ارتباط مستقیم با رفتار های واقعی این کشور ها شروع به تحقیق و تفحص در این گونه موارد کردند ولی این بار بررسی ها به طور مسالمت آمیز و به صورت عملی رخ می دهد.
یعنی مطالعات حول محور مردم، اصول و عقاید، حکومت ها، کالا ها، اشکال مختلف زندگی و زیست، و سرانجام فضاهای شهری که آنها را احاطه کرده و داخل چارچوبی دور هم جمع کرده بود، دور می زدند.

سیاحان و گردشگران این دوران سخت که در حال تغییر و تبدیل و ترمیم می بود، پیشگامان و ادامه دهندگان راه مارکوپولو کم و بیش هم دوره با ابن بطوطه، خود را در مسافرت و سیاحت های معمولی به حوزه مدیترانه محدود نمی کنند، بلکه مانند مارکوپولو از دورانی عمیقا بی ثبات، بخاطر تاخت و تاز و چپاول های دوره ای، مهاجرت های تخریبی و مخرب و میدان های جنگی و نظامی عبور می کنند (ولی بابت فقدان مرز های کلی و اختصاصی خرسند بودند، به نحوی که غیر ثابت بودن مرز ها تا آغاز قرن بیستم ادامه می یابد). با توجه به این که تمامی سرزمین های آسیای مرکزی عمدتا تحت تاثیر اسلام واقع شده، این افراد اولین کسانی بودند که به منظور انعکاس اخبار مستقیم از مراکز شهری و سایر مراکز مسکونی این مناطق به اروپا دست به تلاش زدند.

در قرن پانزدهم به وسیله سفیرانی چون گونزالس دوکلاویو که از طرف پادشاه کشور کاستیلیا به سمرقند اعزام شده بود، که در آن زمان از شهرت و وسعت زیادی برخوردار بود، و همچنین توسط مسافرانی بدون مقصد معینی مانند نیکولو دو کونتی که از شهر های اسلامی در ایران و هند دیدن کرده بود (ضمنا، قبل از این که اندونزی اسلام را بپذیرد در جاوه نیز اقامت داشت)، یا سفر برتراندون دو لا بروکیه به سرزمین های اسلامی، شناخت دقیق تری از این ایالت ها و کشور ها به دست می آید.

تجربیات یاد شده به طور مطلوب در قرن بعدی توسط لودویکو دی وارتما اهل بلونیای ایتالیا کامل می شود و دیداری نه چندان طولانی ولی مخفیانه از زیارتگاه های اسلامی در حجاز و زیارتگاه های در یمن، صنعا، زبید و دمار به عمل می آورد (این دیدار ها در طول یک سفر دراز مدت و سیاحتی تا جزیره مولوکه صورت می گیرد). خبر ها و تجارب یاد شده به سرنوشتی دچار می شوند که تا آستانه عصر حاضر در پنهان، غیر قابل دسترس و تقریبا دست نخورده باقی می مانند.

از میان سفرای رسمی اعزام شده به پادشاهی های مسلمان نشین، اشخاصی مانند یوزفتا باربارو و آمبروجوکونتارینی از اهمیت خاصی برخورداند که توسط جمهوری ونیز به خدمات سلطان ترک، یعنی اوزون حسن به تبریز اعزام شدند، به طوری که سبب می شوند تا شهر های محدوده آذربایجان همجوار با بحر خزر، شناسانده شوند.

در هر صورت، قرن شانزدهم میلادی دورانی است که شناخت وسیعی در زمینه فراگیری مشخصات سرزمین ها، پستی و بلندی آنها، معماری بسیاری از شهر های جهان شرق و جهان اسلام به دست می آید. همچنین، به دلیل این که این زمان قرنی است که در آن نقشه کشی و طرح مباحث از طریق ایجاد شیار روی تخته به منظور ثبت و چاپ در دفعات متعدد به طور منظم عملی می شود، به نحوی که انقلابی در ساخت ابزار های ارتباطی پدید می آید (احتمالا این شیوه چاپ ابتدا در اهداف تشریفاتی، نظامی و تبلیغاتی ابداع و به کار گرفته شد)، که در نتیجه به تکمیل کردن نوشته ها، ادبیات و یادداشت های سیاحان کمک شایانی می کند.

در این زمان، ترسیم نقشه شهر های اسلامی باب می شود (تقریبا از سال های 1470 میلادی به بعد، تصاویر برخی شهر های اسلامی واضح و با نقشه های شهری قرون وسطای اروپا مقایسه و تطبیق داده می شوند، به طوری که نقشه های شهر قاهره، دمشق، بیت المقدس، در اثری از جاکوپو دآنجولو اهل فلورانس، در تصویری از یک ساختمان لاتینی در جغرافیای تولومئو مشاهده می شوند).

در تصویری از نمایش پرواز پرنده ای، با لکه گذاری نه چندان دقیق در برجستگی حجمی، مراکز شهرنشینی شهر هایی مانند کوردووا که توسط پادشاه کاستیلیا مجددا فتح شده بود، الجزایر، تونس، مهدیه، اسکندریه، قاهره، دمشق، عدن مشخص می شوند (قدیمی ترین نقشه شهری قاهره، مربوط است به نقشه ای که در ونیز در سال 1549 میلادی توسط دومینگو دله گرکه و متئوپاگانی تهیه شده و به آن عنوان (مشخصات حقیقی از شهر بزرگ قاهره داده شد).

مسیر حرکت اسلام در قسطنطنیه را تصاویر و نقش‌ها ثبت می کنند، به طوری که یک تصویر قدیمی به امضای کریتوفورو دی بوندل مونته در سال 1420 میلادی، که بعد‌ها در ده‌ها نسخه و با دقت بیشتر تکثیر شده، به عنوان مدرکی تاریخی از ارزش برخوردار است؛ این نقشه به ترتیبی است که شهر بزرگ بیزانس را ((قبل از به قدرت رسیدن ترک‌ها)) به نمایش می گذارد و در سال 1493 از طریق نمایش پرسپکتیوی که اولین تغییر و تبدیل عثمانیان را نشان می دهد، تغییر می یابد و به وسیله یک نقشه دقیق که توسط شخصی به نام واواسوره، اهل ونیز، شهر مذکور ترسیم می شود
و تقریبا از سال 1500 میلادی (که در ده‌ها نسخه تکثیر می‌شود)، تا نیمه قرن شاندزهم بافت کلی ساختمان‌های شهر بزرگ واقع در ((بوسفور)) را که نما هایی از گنبد ها و مناره ها احاطه کرده، قابل شناسایی و نمایان می شود.
نمای یاد شده به نحوی ترسیم شده که از سمت دریا دیده شده و به تصویر درآمده است. نیز به نظر می رسد که به سمت دریا کشیده شده و در آن فرو رفته و نمای مذکور تا تغییرات اخیر نیز به همان ترتیب باقی مانده است.

این نقشه ها و تصاویر شبه نقاشی به همراه دیگر تصاویر مربوط به سال های 1500 میلادی به سرعت با نشان دادن نما هایی از شهر ها رفته رفته کامل و به منظور راهنمایی مسیره ها و خطر سیر زائران به سرزمین های مقدس، به میراث تبدیل می شوند. انعکاس آنها به همراه دیگر شهر های اروپایی و شهر های از پیش شناخته شده جهان، در اطلس های شهری جهان که توسط آلمانی ها و فرانسوی ها تهیه شده بودند، تجلی می یابند (همچنین با اطلس های جغرافیایی هلندی ها که توسط اورتلیوس و مرکاتور و بلو تهیه شده بودند، بخوبی مطابقت داشتند).

در قرن های پانزدهم و شانزدهم در اروپا به تعداد اندکی از تصاویر شهرک ها و مناظر شهری مربوط به بخش شرق مدیترانه در تصاویری که شهر های اسلامی را نمایش دهد بر می خوریم و به همان اندازه نیز در این زمینه در نقاشی های اروپایی، نوعی کمبود فقر در شناخت از آنها و سوژه های مربوطه در دوران یاد شده، مخصوصا در ایتالیا فیامینگ به چشم می خورد.

مثلا آثار اندکی که موجود است، می‌توان به تصویری از دمشق که امانت داری فوق العاده‌ای از واقعیت در آن حفظ شده، در نمایی که بر روی یک شاسی در مدرسه بلینیاتا ترسیم شد، اشاره کرد؛ یا مثلا از تصویر‌هایی خیلی زیبا و عجیب بیت‌المقدس، در پشت صحنه تصویر حضرت مسیح یاد کرد و یا نمونه‌های دیگری مربوط به مقدسان شرقی هستند که در پشت صحنه تصویر اصلی واقع و کم و بیش جایگزین برج‌های شهری قرون وسطی شده‌اند (مثلا می‌توان به آثاری از قبیل کارپاچو، مملینگ، مانتنیا اشاره کرد) و یا در تصاویری شبیه به پرسپکتیو هایی که در دوران رنسانس ابداع شده بودند، به نحوی که از طریق این پرسپکتیو ها نمایش یک ساختمان دارای گنبد است و تلفیقی از مسجد ((عمر)) بوده و آن را در ذهن تداعی می کند؛ این تصویر به مرکز هدایت می شود و ترکیب کلی را تحت تاثیر قرار می دهد.

همچنین، در تصاویر مربوط به شهر های کامل، حتی الامکان سعی می شد، تقسیمات محلی با کمی دقت نشان داده شوند، و در مورد بنا های ماندگار یا بنا های مهم و اصلی (مجموعه سانتوسپولکرو و حصار معبد سالومونه که از زمان بنی امیه به وسیله دو محله تشریفات مذهبی اسلام اشغال شده بود)، گرایش به شاخص کردن آنها دیده می شود. یعنی اندیشه تصویری را نسبت به واقعیت های نقشه ای یا پرسپکتیوی ترجیح می دهند. مثلا نقشه چهار ضعلی بیت المقدس به شکل مدور برگردانده می شود و به این ترتیب نقشه های مابقی شهر ها در حوزه مدیترانه مانند قسطنطنیه و تونس تغییر شکل داده می شود.

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی
در فضایی از فرهنگ رنسانس ایتالیایی شناخت ناقصی از واقعیت و موجودیت شهر‌های اسلامی به طور غیر مستقیم از اندک روایت‌هایی در ارتباط با موضوعات موجود در طرح های شهر‌های یاد شده برداشت می شود. مثلا و به طور اخص در یکی از آثار آبرتیانا یکی از خصوصیات توپوگرافی قاهره چنین تفسیر شده که سیستم کانال های آب (سیستم کانال های آب، به آبیاری دوره ای زمینه ای شهری و حومه اختصاص یافته اند)، توسط حکام و پادشاهان به عنوان ابزاری به منظور پراکندگی ساختار اجتماعی به کار گرفته شده است؛ یعنی به منظور جلوگیری از قیام های دوره ای شهر نشینان به کار می رفت (شهر قاهره به وسیله کانال های آب بار ها به دست پادشاهان زیرک به قسمت‌های و محله های متعددی تقسیم شد و به این ترتیب وحدت و یکپارچگی شهر از بین رفته و هر منطقه به یک مجموعه شهرکی تبدیل می شد.
به این منظور از رود نیل بهره می گرفتند به نحوی که هر گوشه ای از نیل در این تقسیمات برای کسانی که در مجاورت آن قرار می گرفت مزیت هایی را به همراه می آورد؛ اما از نتایج مهم تر آن این است که ترس و وحشت از قیام مردم در نزد حکام و شاهان از بین می رفت و در صورت بروز قیام امکان سرکوب آن به راحتی میسر بود).

با بازگشت به سوژه‌ها و ترازنامه‌های مسافرت به شرق در ارتباط با برنامه تصویر ها از موضوعات شهری اگرچه قرن شانزدهم میلادی در ثبت شهر های محدوده مدیترانه نوعی برتری کسب می کند ولی قرن هفدهم دوره ای است که در حوزه ادبیات با کثرت توسعه و نشر و توزیع روبرو می شود (تقریبا با دویست سوژه از ششصد مطلبی که برای تمام دوران از قرن پانزدهم تا هفدهم میلادی شناخته شده است). از سوی دیگر به نظر می رسد بیشترین جستار ها باید به دوران صفویه در ایران مربوط شود و اختصاص یابد و این جستجو‌ها نه تنها باید در یک فضای فرهنگی نزدیک به هم صورت گیرد بلکه هدف از برقرار کردن رابطه با اروپا نیز باید مورد توجه قرار گیرد ( که در حقیقت فقط در حد یک طرح سیاسی بلند پروازانه باقی می ماند ولی قادر است که عظمت عثمانیان را به محاصره درآورد).

عمدتا در نیمه دوم قرن هفدهم در اروپا تعداد زیادی از آثار هنری ظاهر می شوند که اکثرا به شاه عباس صفوی و به تعداد زیادی از شهر های زیر سلطه او مربوط شده اند به نحوی که در این آثار به طور وسیع از برنامه و قواعد نقاشی های مذهبی به نمایش درآمده و به طور اجتناب ناپذیر به دستاوردی جهت سنجش آثار ادبی تبدیل شده اند؛ همچنین به دلیل مجموعه جریان ها و رفتار های سیاسی و نظامی در قرن هجدهم به نظر می رسد که کسب شناخت از شرق مدیترانه و شمال آفریقا (ترکیه، مصر، سوریه، عربستان) ازاهمیت بیشتری برخوردار است.

قرن نوزدهم از دیدگاه پاشیدگی وضعیت نظامی، با یکی از خارق العاده ترین اتفاقات آغاز می شود؛ به این ترتیب که فراوانی نتایج سیستماتیک از منابع و مدارک در تشریح توصیف و شناخت از مصر به جریان می افتد و آن را بین سال های 1809 و 1828 پژوهشگران منتشر می کنند و اترش ناپلئون این روند را پی می گیرد.

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی
ترسیم و تشریح شهر های اسلامی از زمان شروع فعالیت های کالبد شناسی شهر سازی مدرن در آنها توانسته مورد توجه قرار گیرد. یعنی زمانی که برداشت شهر قاهره آغاز شد پی بردند که برجستگی ساختمان های اصلی اسلامی با یک رشته پستی و بلندی و توپوگرافی مناطق اطرافش از قبیل فوستاد آبولاق، اسکندریه، آسیوت و دیگر مراکز کوچکتر توان و همراه شده است که به نوبه خود در توصیف از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در جهت روشن کردن تاریخ شهری به عنوان سند مهمی به حساب می آید ولی در ادامه و بعد ها از بین می روند.
روش یاد شده چه به عنوان الگویی صحیح برای تحقیق علمی یا اقتباس، حتی اگر نه به شکلی منظم به حساب آورده شود، مشاهده می شود که برای تهیه نقشه دیگر شهر های حوضه مدیترانه به کار گرفته شده است، به طوری که به همان صورت در سال 1830 شهر الجزیره بعد از اشغال به دست فرانسوی ها و بلافاصله قبل از این که این شهر با کار های ((شهرسازی خردورزانه)) به طور اساسی خراب و زیر و رو شود به دست همان فرانسوی ها برداشت و ترسیم می شود (اولین نقشه انتشار یافته در سال 1832 در واقع شبیه به نقشه ساختمان حکومتی است که یکی از آثار شهرسازی سازمان یافته توسط اشغالگران بود. همچنین از میان دیگر برداشت ها از برجستگی های توپوگرافی از آن سال ها نقشه کلی ((قسطنطنیه)) و اطراف آن را می توان یادآور شد).

با وجود کاوش های پردامنه در منطقه ای غنی از ادبیات توده های مردم را در اجتماعات وسیع و در محیط های جغرافیای نامناسب آسیا و آفریقا در خود جای داده است، بی گمان برای شناخت واقعی میراث شهرسازی و باستان شناسی شهر های اسلامی (به طور کلی شهر های مدرن جایگزین شهر های قدیمی یا باستانی شده و تقابل با آنها توجه درخوری را جلب کرده است)، تلاشی در جهت عمیق شدن در رفتار های فرهنگی حاکم در طول قرن نوزدهم به عمل نیامده و در این رابطه به طور وضوح می توان سه علت عمده را بین کرد: امپریالیسم، از خودبیگانگی و نفوذ تخصص های مدرن.

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی
مرز مشترک آنها همانا عدم شناخت میق از تاریخ و روابط فرهنگی است به نوحی که در این زمینه زیاد های زیادی را در اروپا و سایر مناطق به بار آورده اند و در شهر های اسلامی نیز به خاطر شکل گیری ((فرهنگ شهری)) مدرن این لطمه وارد می آید. در وقاع امپریالیسم سیاسی و اقتصادی نظریه ای را مبنی بر وجود اختلاف طبقاتی حتی فرهنگی پی ریزی کرد که با هر نوع ارزشی در شهر های زنده و فعال تضاد داشت و همچنین تاکیر بر از خودبیگانگی به منظور القا و انتخاب شکل های ظاهری می نموده که هر دو از قصد و اراده ای معتبر و شناختی در استخوان بندی شهر بسیار دور بودند؛
تخصص گرایی به طور کامل در اندیشه شرق شناسی و باستان شناسی کشور های قدیمی تر برتری می یافت (درنتیجه از فرهنگ اسلامی دورتر می شود) و مطالعه (مجزا((ی شکل های گوناگون تاریخی، هنری، زبان شناسی، مذهب و الی آخر … در محدوه های خواسته شده باقی ماند و تحقیقات به طور مستقل صورت می گرفت.

به این ترتیب مطالعه معماری جهت‌دار می شد؛ مخصوصا به خاطر متاثر شدن از مدارس و مکاتب فرانوسی‌ها و فقط کاوش در بنا‌های ماندگار بزرگ و بررسی‌ها منفک از سوژه‌ها و روبط شهری به صورت خصوصی در برداشته ای شخصی مطرح شده و این خاطر نقص هر نوع شناخت از سوژه های ((تاریخی – شهری)) بروز کرده است. به طور کلی می توان گفت که در تاریخ نگاری شهری، نوعی پیش داوری ضد اسلامی و گنجاندن سوژه‌های انسان گرایی ((کرامت‌های یونانی)) تعمیم داده شد و مانع خیلی محکمی در مقابل دستیابی به هنر و باستان شناسی اسلام توسط فرهنگ اروپایی بنا شد و به این ترتیب که مطالعه آن اخیرا و به طور نسبی انجام شد و مطالعات در زمینه فرهنگ و شهر‌های اسلامی بر پایه فرضیات و دلایلی از اصول علمی بنا شد که فقط با موارد پی ریزی شده در دهه‌های اول قرن بیستم مرتبط بودند.

شیوه ترسیمات نقشه ای غربی و شرقی

به اشتراک گذاری

Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
منابع و مدارک قدیمی شهرسازی اسلامی

منابع و مدارک قدیمی شهرسازی اسلامی

منابع و مدارک قدیمی شهرسازی اسلامی

تاریخ نگاران و جغرافی دانان مسلمان عرب

منابع و مدارک قدیمی شهرسازی اسلامی
قدیمی ترین و عمده ترین منابع و مدارک درباره شهر های تاریخی اسلام، چه آنها که در زمینه های جزئیات پی ریزی، روند شکل گیری، ایجاد بناهای ماندگار و سایر بناها، شناسایی زمین و عوارض و پستی و بلندی ها و نظم کالبدیشان منابع مفصل موجود است و چه مدارکی که درباره فعالیت های اقتصادی، حیات اجتماعی و رشد جمعیت در دست است، عمدتا از آثار مولفان هم روزگار مربوطه به شمار می آیند. این مدارک ممکن است به جریان هایی مربوط شوند که اطلاعات درخور توجه و دست را به خود اختصاص می دهند و مبنای مدارکی برای پشتوانه اخبار و نگارش های جدید می شوند و به آنها شکل میدهند.

 

به طور کلی، موضوع به مدارکی مربوط می شود که حتی اگر جهت دار باشند، از اهمیت زیادی برخوردارند؛ حتی از تفسیر های مختلفی مربوط به شکوه و جلال و واقعیت های تکوین یک ملت، فرمانروایان و طبقات حاکم که گاه اغراق آمیز و خلاف واقع‌اند، و نیز متاثر کردن موارد دقیق تاریخ و شرح وقایع و مانند آنها باشد، باز هم جملگی در نوع خود از اهمیت برخوردارند. ثانیا، اغلب شهر های اسلامی مانند دیگر فرهنگ‌ها، اساس و مبنای پایتخت ها را جزئی از ثبات و پایداری به حساب نمی آوردند، بلکه در آنها وسائل و امکاناتی فراهم می کردند تا ((ارتباط بین توده ها)) برقرار شود و قسمت اعظم مدارک و شرح جزئیاتی که به قرون اولیه اسلام مربوط اند و از منابع گوناگونی به ما رسیده و یا برایمان باقی مانده اند، تالیفات مولفان عرب اند و یا به زبان عربی به رشته تحریر درآمده اند.

 

زبان عربی در این دوران به سرعت بین اقوام دیگر گسترش یافته، به طوری که اگر مسلمان بودند بیشتر ایرانی ها و ترک های عثمانی را در بر میگرفت، و اگر نامسلمان بودند، بین زبان اقوام مانند عبری، قبطی، سریانی، ارامنه مشرق زمین، مغولی، چینی و قسمتی از هند، راه می یافتند. از آنجا که مطالب مهم تالیف مورخان و نویسندگان عمدتا درباره حوادث نظامی و سیاسی در دهه های اولیه قرن اول ظهور اسلام به صورت داستان سرایی بیان شده اند، مدارک معتبری که حاکی از چگونگی، نوع و شکل استقرار مسلمانان باشد، به دست نیامده است.
نحوه تبدیل پادگان های نظامی و اردو های غیر نظامی به شهر، سرچشمه ظهور نخستین مجموعه های مسکونی، چگونگی استقرار و ماندگاری ایل ها و اقوام فاتح سرزمین های مفتوح که خاستگاه این اقوام عموما عشایر بود، نیز اجتماعاتی که بعد ها می آمدند و در این مناطق سکنا می گزیدند، یعنی یا مستقیم توسط حکومت ها اعزام می شدند و یا در موقعیت های مختلف پیش آمده برای برخی گروه ها که به این مراکز جدید شهری نقل مکان می کردند، جملگی این ها مواردی اند که دلائل اصلی شان مشخص نیست.


مدارک عمده ای که از حوادث و رویداد های دوران قدیم به ما رسیده، به انتهای قرن نهم و نیمه اول قرن یازدهم میلادی، یعنی دوره ای که در غرب حکام اموی در اسپانیا و فاطمی و زیریان حکمرانی می کردند، و عباسی، سامانیان، آل بویه و غزنویان در شرق صاحبان حکومت بودند، مربوط می شود. این دوره، همان عصری که به نوعی رنسانسی را به طور رضایتبخش از شرایط انتقال مناسب از زمان آغازین و افتخارات، فتوحات و ((فروپاشی سرزمین ها)) بخود گرفته و تداوم آن را ترسیم می کند.
این دوره زمانی است که نهال ادبیات مربوط به رسالاتی در زمینه ((سفرنامه ها و ممالک)) گشته و به دست سیاحان با سواد و مولفان علاقمند که مشاهدات خود را در طول سفر یاداشت، و ترکیب بافت های اجتماعی مناطق مورد مشاهده را تحریر میکردند، و اغلب این یادداشت ها با بی علاقگی در زمینه شناساندن و انقال میراث دانش تاریخی جغرافیایی به اجتماع وسیع تری نگاشته شده اند. ولی گاهی نیز دیده شده که علومی از قبیل مردم شناسی، شناخت طبیعت و برخی علوم همان زمانه در طول سفر ها و تماس هایی با اجتماع مسلمانان مستقر در مناطقی دور از سرزمین زادگاهی برخی سیاحان، به نگارش درآمده اند.

 

در قرن نهم میلادی، آثار ((البلادوری))، ((یعقوبی))، ((ابن خردادبه))، ((طبری))، ((ابن حوقل))، ((المقدسی))، ((الاشتهاری))، و در قرن یازدهم میلادی آثار ((ادریسی)) که اثر یاد شده به شکل نقشه ای دایره شکل از جنس نقره برای پادشاه ((سیسیل نورمن)) تهیه و تنظیم شده بود، ((البکر))، همچنین ((بیرونی)) که بعنوان دانشمند و ریاضی دان شناخته می شد، و ((ناصر خسرو))، شکل می گیرند و از دیدگاه قالب های نژادی و معرفی ملل مختلف حائز اهمیت اند. در ارتباط با آثار یاد شده در بالا، نکات جغرافیایی، بخصوص در زمینه تقسیم زمین های کشاورزی در بغداد، که در آنجا روش های هندی و شیوه های ساسانی و یونانی را کسب می کنند، اهمیت ویژه ای می یابند و در مدرسه ای درباری نام بیت الحکمه به روز می شوند.
نقشه کشی و جغرافیا از ابتدا مباحثی از علوم دانسته می شوند و در نتیجه مانند دانشی از مجموعه کره خاصی به حساب می آید، و در مقایسه با دانش های ستاره شناسی و نجوم، پس از کوتاه زمانی به ابزاری در دست حاکمیت (جهت دریافت مالیات و باج و خراج، کنترل رفت و آمد، دفاع از شهر ها و سرزمین های زیر سلطه) بدل می شود.

 

در قرن دهم میلادی، تعیین مشخصات جغرافیایی و زمین ها آغاز می شوند (آثاری که به آنها کم توجهی شده، مربوط به ((یعقوبی)) و ((ابن خردادبه))اند که از قرن قبل باقی مانده بودند). در هر صورت، گاهی دیده شده که مشخصات زمین در برخی نقشه ها به نمایش درآمده و در ارتباط با نمایش نقشه ای، زمین ها و سرزمین ها و دریا های امپراطوری عرب به صورت فشرده ترسیم شده اند (از آثار ابن حوقل میتوان نقشه آسیای غربی و مدیترانه شرقی، و نقشه آسیای مرکزی و ترانوکسیان را طی رساله ای دستنویس در کتابخانه سلیمانیه در استانبول نگهداری می شود، یادآور شد.
همچنین می شود، نقشه هایی را که مربوط به اشتهاردی است کتاب المسالک و لممالک و نقشه اسپانیا و شمال آفریقا، خلیج فارس و سرزمین فارس در آن ترسیم شده و در کتابخانه دانشگاه لیدن و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شوند، یادآوری کرد از همین اثر یک نسخه دیگر که در سال 1460 در شیراز و در دوران قراقویونلوی ترکمنن تهیه شده و سرزمین های عربستان، خلیج بصره، مصر، ساحلی در مدیترانه، جنوب عراق، استان کرمان، استانی در ساحل دریای خزر را نشان می دهد، می توان یاد کرد.

 

در اشکالی که جهان و مجموعه اش را به تصویر می کشیدند (مفهومی از یک وضعیت متحد و متمرکز سیاسی)، همانند اثر ابوزید بلخی سعی میکردند جزئیات زمین و شکل های ساده آن و مجموعه اش را خلاصه کنند (به صورت شکل های هندسی انواع حیوانات و اشیاء). مفاهیم نقشه ای که به صورت ایالت ها توسط ((مقدسی)) به نمایش در آمده اند، حاکی از مجزا شدن تمامی سرزمین های اسلامی است که به چهارده ایالت جغرافیایی تقسیم بنده شده اند (این اثر بر مبنای اقلیم، به مفهوم آب و هوای سرزمینی استوار شده است)؛ شش ایالت از آنها مربوط به سرزمین های عربی، عبارتند از: بلوک اسپانیا- مغرب، مصر، عربستان، فلسطین، عراق، بین النهرین علیا، و هشت ایالت دیگر غیر عرب عبارتند از: خوزستان، فلات ایران، آذربایجان-ارمنستان، حاشیه خزر، فارس، کرمان، جنوب هند، سرزمین های شمال شرقی ایران (خراسان و ترانسوکسیانا).

 

بین مدارک مرتبط با برخی سرزمین های مستقل و منفرد، که از روی مدرکی قدیمی درباره جمعیت شناسی اثر احمد الرازی بین سال های 887 تا 955 در قرطبه یا کوردووا می زیست، و مولف کتاب شکل گیری مشرق زمین بود)، به دست آورده اند، که اساسا سند یاد شده بررسی های جغرافیایی به حساب می آید. این را نیز باید گفت که در بین مدارک متداول در زمان خود، یک از آثار برجسته و قابل تحسین است، به نحوی که اساس مطالعات دیگر جغرافی دانان را شکل می داده و به طور دقیق و به صورت علمی و جزئیات زیاد بخش هایی را که مربوط به قسمت های مسلمان نشین اسپانیا بودند، ترسیم کرده بود، و نیز با نظم و قواعدی جغرافیایی، نسبت به طبقه بندی آنها با مرجع های صریح مرتبط با مطالعات وضعیت و عوارض زمین ها نموده شده است؛
نشانه هایی نیز مربوط به منابع کانی، سازماندهی زمین های کشاورزی، جغرافیای انسانی و اقتصادی در آنها به وضوح ترسیم شده اند؛ در نقشه های یاد شده اگر ابهامی در نشان دادن تجمع شهر ها از نقطه نظر استقرار و عملکرد های دفاعی شهرک ها مشاهده شود (مربوط به عناصر راهبردی و دفاعی شهر)، مولف یاد شده به طور معنی داری برخی از شکل های مهم معمارانه، مانند بنا های ماندگار و تاریخی دوران قدیم را نشان داده است.

در شکل ها و ترسیم ها، بیش از هر چیز تلاش شده تا نوعی هماهنگی مابین آنها با نوشته های ادبی ابراز و بیان شود این موضوع از جمله مشخصه های فرهنگ عربی از زمان قبل از اسلام بوده است و این شیوه کار در وضعیت های گوناگونی از مباحثی چون مراسم و تشریفات مختلف، وضعیت آب و هوایی متفاوت، آب و نهر ها، باغات، استحکام دژ و حصار ها و از این قبیل تاسیسات، شاید با مکث و کم جلوه دادن ایالات و شهر های ویران و نامسکون، و با غنی کردن نوشته و ترسیمات داستانی و افسانه ای و عجایب و ایجاد شوق خیال بافی انجام و نشان داده می شدند؛ اکثر ترسیمات و بازنمای های شهری به شکل ستودن موهبت الهی از حکام، بالا بردن تعداد و مقام قشر علماء به نحوی مبالغه آمیز، غنای بازار ها و راحتی زندگی شهر را بازگو می کنند.

اکثر مباحث تاریخی، تاریخ محل ها و تک تک شهر ها را در بر می گیرند، و در این ارتباط نگارش های عمده عبارتند از: ((ازقو شاری)) درباره شهر ((رقه))، ((الحکیم)) درباره ((نیشابور))، ((ابونعیم)) مربوط به اصفهان، خطیب بغدادی درباره بغداد و ازرقی درباره مکه. از میان آثار بر جای مانده، بهترین و موثقترین آنها مربوط است به ابن عساکر که بین سال های 1105 تا 1176 میلادی می زیست، درباره دمشق به رشته تحریر در آمده است (در این زمان شهر دمشق بحرانی اقتصادی و رکود ساختمان سازی را می گذراند که منطبق است با دوران انتقال قدرت از اتابک ترک به بوریدیه، و به رنجیدیه در حین باز پس گیری تحت سلطه ایوبی.

کیفیت مطالب این مدارک از این قرار است که مباحث مهمی که از جانب بسیاری از مورخان دوران قرون وسطی، یعنی زمانی که نشانه های مربوط به تاریخ شهری و همچنین اطلاعات مرتبط با کالبد های اصلی شهر و مطالبی درباره شخصیت حقوقی اقشار مختلف به رشته تحریر در نیامده بود، این امر در اثر یاد شده متعادل شده است. اثر فوق به عنوان مرجعی اصلی شناخته شده است، به طوری که می توان آن را قدیمی ترین مدرک درباره دمشق به حساب آورد و رفته رفته به ارزش آن نیز افزوده شده است، به نحوی که بعد ها توسط مورخان استفاده شده و آنها با اتناد به این اثر، تاریخ نویسی کردند.

ولی باید گفت که مولف یاد شده در نظر نداشت یک اثر تاریخی خلق کند، بلکه فقط میخواست صحنه حوادث طرح شهری را از طریق صورت برداری واقعی از بناهای ماندگار ترسیم کند؛ این کار با روشی شبیه به سیاحت نامه تنظیم شده است. علاوه بر فهرستی از چهارصد و بیست مسجد و دوازده مدرسه (مراکز آموزش روزمره در قرن سیزدهم میلادی به یک صد واحد بالغ می شد)، دیگر ساختمان ها با دقت خاصی، به ترتیبی دسته بندی، و تعیین مکان شده اند که با روش های جدید ترسیم سازگاری دارند. در هر صورت، مجموعه بناهای یاد شده با ساختمان های اشرافی، پانزده باب کلیسای مسیحی، سیستم حمام ها، کانال های آب (در ارتباط با رودخانه ((بارادا)) که قسمت هایی طولانی را به هم متصل می کند)، زیارتگاه ها، قبرستان ها، دروازه های شهر، و الی آخر… که در اثر یاد شده مندرج اند، در نهایت برای شناخت تاریخی قدیمی ترین شهر های سوریه، مدرک اصلی و اولیه به شمار می آید.

 

نمونه ی دیگری از مدارک مشابه توصیف های دمشق به دست آمده، آثار ابن شداد و تحت عنوان مملوکی مربوط به شهر حلب است. در این اثر بعد از شرحی تاریخی – جغرافیایی، درباره مباحثی چون شالوده سازی و سرچشمه های اولیه شهر، ریشه یابی ایجاد شهر بر اساس پیش گویی از روی ستارگان، احداث حصار شهر محله ها و میدان اسب دوانی، بحث می شود. مباحث شهری طی فهرستی نسبتا منظم با مقداری توصیف ها درباره دروازه های شهر، ساختمان ها، مساجد بزرگ و با اهمیت، فضا های مربوط به عبادت مسلمانان و مسیحیان، داخل و خارج حصار شهر، عبادتگاه های مختلف، صومعه ها و مدارس آموزش قرآن، حمام ها، رودخانه و کانال ها، ادامه می یابد. ولی در بین توصیفات یاد شده شرایط اقتصادی از قلم افتاده است؛ همچنین، نمونه هایی از مدح و ثنای شهر که عموما به قلم شعرا یا ادیبان بیان می شود، در این تفصیل ها به چشم نمی خورد. ولی یک تفسیر نادرست از مفاهیم فراگیر در زمینه مشخصات کالبدی، روانشناختی شهری، نشانه های رفتاری و تحلیلی، میزان ارزیابی مولف و بیان روشن فرهنگ شهری اسلامی در این قرن، مشاهده می شود.

در مواردی، کار های انجام شده و به مقصود رسیده را روی نقشه ها نشان می دهد که چون مدارک و مستندات شهری از دقت خاصی برخورداند، لذا غیر قابل تغییر و اصلاح هستند، و حتی اگر نظم و ترتیبات فضا هایی که بعد ها خراب یا به طور اساسی در آنها تغییراتی ایجاد شود، از دیدگاه گرافیکی با چارچوب نقشه و طرح، همساز و همخوان اند. در این مورد می توان به نمونه ای اشاره کرد که مدارک و نقشه شهر بغداد در زمان عباسیان مربوط می شود و نقشه دایره شکل آن با جزئیات و با تفسیر های گوناگون فقط از طریق قرائت دقیق نوشته های خطیب، یاقوت، طبری، یعقوبی، ابن سرافیون، بازسازی و ترسیم شود. از دیگر موارد مشابه، به قاهره در دوران فاطمیه مربوط می شود که توسط مکریزی مشخص، و نیز شهر پالرمو که در سال 943 میلادی توسط محمد نارشاهی ترسیم شده است، از روی نوشته های ابن حوقل، ادریسی، ابن خُبَیر و تاریخ بخارا در دوره سامانی، مجددا مطابقت داده شد.

 

تحریرات خُبَیر (محل تولد او در والنسیا یا در جاتیوا به سال 1145 میلادی بوده، در سال 1217 میلادی در اسکندریه مصر فوت کرده است)، و یک قرن بعد، نوشته های بین بطوطه (در سال 1304 در طنجه متولد شد و در سال 1369 میلادی در فاس دیده از جهان فرو بست) چیزی نیستند جز یک رشته یادداشت های با اهمیت درباره نتایج سفر هایشان، که عمدتا از ارزش ادبی هم خالی اند. به منظور تعیین موقعیت خانه کعبه در مکه، از طریق بی راهه ها و با دور زدن های زیاد در بخش اعظم سرزمین های اسلامی و گردآوری اطلاعات لازم درباره مباحث مختلف برای استفاده دیگر زائران، نوشته هایی توسط اشخاص باسواد در سطح بالا، مطالبی گلچین می شد، و به این نحو به رشته تحریر در می آمد. در این رابطه باید به مقدار زیادی از اطلاعات مرتبط با شهر های بازدید شده در این دوران و در طول سفر های رنج آور، و گاهی مصیبت بار، و تاریخ آنها اشاره کرد (یعنی، شهر های مغرب و سرزمین های جنوبی صحرا در دوران گذشته و قسمت اعظم سرزمین های اسلامی بعد از قرن یازدهم میلادی، که منابع اصلی اطلاعات شهر ها در این دوران مربوط اند به نوشته های ابن بطوطه).

منابع و مدارک قدیمی شهرسازی اسلامی

به اشتراک گذاری

Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
میراث تاریخی شهرسازی موجود

میراث تاریخی؛ شهرسازی موجود

میراث تاریخی شهرسازی موجود

یکی از فعالیت ها در ارتباط با ساخت و ساز بوده است که بطور طولانی و بدون گسست در طول قرن های متمادی، بر چنین سرزمین وسیعی سایه افکنده، و مملو از مشارکت های متفاوت بوده است؛ به طوری که نمی توانست غیر از این میراث شهرسازی موضوعات وسیع و کثیر دیگری تولید کند. این میراث چه در تعداد بی شماری از مراکزی که آنها را ایجاد و ترکیب می کند، و چه در کیفیت مجموعه های مناسب فضا های شهری، جلوه گر می شود.

 

حتی اگر تمامی و یا بخشی از محله های شهری مرتبط با جهان اسلام قابل دسترسی و موجود نباشد، اما اسناد تاریخی، باستانشناختی، و بیش از هر چیز جمعیتی، که در مراکز قدیمی زندگی می کنند و این مراکز هنوز فعال و زنده اند (در تعدادی از کلان شهر ها، صد ها شهر بزرگ و کوچک هزاران شهرک و روستا)، به ما نشان می دهند که موضوع به وسعت و تعداد بیشماری از مجموعه شهر های تاریخی مرتبط است که از نظر فرهنگی در جهانی مربوط به خود به طور هماهنگ رفتار می شده است؛ و در تعداد زیادی سرزمین واقع در سه گوشه جهان بسط یافته. به این ترتیب، در آنها اسخوان بندی شهری به طور ریشه ای قابل شناسایی و مطالعه است. در این سرزمین ها شکل های مدرن شهر سازی شناخته و پذیرفته شده اند.

اثرات مفاهیم نظام های یاد شده حتی در وضعیت سرزمین های که در آن استخوان بندی قدیمی مربوط به دوران پیدایش کالبد اسلامی مشهود است، به کمک طرح های نو و با توجه به نیاز های جدید که توسعه های عصر حاضر پیش آورده اند یا اصلاح شده و یا اساسا کنار گذاشته شده اند (مانند شبکه های ارتباطی زمینی و دریایی، به شکل بافت های متراکم در فضا های مناسب و یا به صورت بافتهای منبسط در سرزمین های که کمتر قابل سکونت و جمعیت پذیرند و بیشتر به عنوان گذرگاه در نظر گرفته شده اند، استحکامات قلعه ای، مسیر کاروان ها).

بارزترین و مهمترین میراث گذشته در مدارک ارزشمندی که به یادگار مانده اند متبلور است، و این میراث نه تنها در کیفیت فضاهای معمارانه و استخوان بندی انداموار آن تجلی یافته، بلکه حاکی از نمایش دوران قدیم و قالب جوامعی است که هنوز خاموش نشده اند، یا این که این میراث به صورت مراکزی که آثار اولیه طرح های آفریده شده به طور یک پارچه حفظ می شوند، و یا استعداد مجموعه ساختمان های ماندگار و تجهیزات بافتهای کوچکتر نسبت به طبقات اجتماعی، حکومتی و یا تمایز های ویژه تغییر کرده اند؛ حتی آنها که ((تغییر و تحولات)) و تبدیل طبقاتی را بروز می دهند در آنها کالبد های مناسب شهری در روند اصلاح تاریخی بافت اجتماعی و شهری تغییر کرده است.

 

 

در موارد زیادی، مطابق سازی ها نشان می دهند که چیدمان فضای شهری با آگاهی کامل از طبیعت، توسعه، مشغله های فردی و گروهی و با توجه به فعالیت در کل اجتماع، و همچنین نسبت به فعالیت فردی هدایت شده اند؛ اینها جملگی در درون فضاهای زندگی روزمره که هنوز هم قابل زیست اند، شاید به علت تناسبهای رعایت شده در عملکرد ها و مقیاسهای تغییر ناپذیر، برخورد اشخاص با یکدیگر، گذرها، نگاه ها، مصاحبت ها، رفتار های مربوط به زندگی اولیه و معمولی گروه های خانواده، فعالیت معمول اقتصاد خرد، مشاغل و صنایع دستی، نیایش و عبادتگاه ها، تحصیل، نظافتکاری و حمام گرفتن، هنوز در برخی مناطق به همان صورت های اولیه حفظ شده اند.

 

متاسفانه تعداد زیادی از این مراکز از بین رفته اند و در اعصار مختلف به علت نامناسب شدن زندگی در شهر ها از بین رفته اند؛ این شرایط یا به دلیل تاثیر بلایای طبیعی، پدیده های مهاجرت و گروهی و جمعیتی، در گرفتن جنگ های خانمان سوز و یا متروک شدن ناشی از فقدان استحکامات و یا آتش سوزی های پی در پی پدید آمده اند. در هر صورت، مقدر بود که هر نوع اثر از یک شهر هول انگیز و متروک محو شود و جسارت تحقق بخشیدن هر هدفی را برای بازیافت آن ساقط کند؛ در این گونه موارد برای دستیابی به شناخت از سیمای شهر های محو شده، بجاست که به نوشته ها و منابع اولیه پیشینیان رجوع، و یا به حفاری های باستانشناختی اقدام شود، که در شناسایی ده ها و صد ها شهر اولیه اسلامی و قرون وسطایی که مرده اند، سهم بسزایی دارد.

نیز، می دانیم که تعدادی از این شهر ها طی چند قرن گذشته رفته رفته صدمه دیده اند، به طوری که استخوان بندی اولیه آنها غیر قابل شناسایی شده اند، و نیز از قرون گذشته و از مظاهر مهم زندگی شهری مربوط به دوران اولیه اسلام، به آغاز عصر حاضر متصل شده و در وضعیت هایی قرار گرفتند که، به جای این توسعه یابند، ناشی از پدیده توسعه شتابان، به تدریج محو شدند (یا این که با ترک تدریجی و غیر قابل برگشت ساکنانشان از بین رفتند).
 باید گفت که این توسعه های شتابان همیشه با به مخاطره افکندن کاربرد اسناد و بنا های تاریخی معنادار ماندگار از فرهنگی که آنها را به وجود آورده، توام بوده است؛ نیز، در این زمان بر اثر توسعه های یاد شده دیگر شهر های تاریخی در حال قرارگیری در مقابل همان مخاطرات اند، به نحوی که به مقدار اندک و یا حتی هیچ نوع اقدامی جهت ممانعت از تخریب های جبران ناپذیر، صورت نمی گیرد.

 

با وجود ویرانی ها و مخاطرات قریب الوقوع در جهت محو شدن، که متاسفانه همواره مشهود و فزاینده است، ولی وجود نیروی بقا در تعداد زیادی از کالبد های شهری که در حال حاضر به میزان کافی و کامل جاری است، به طور طبیعی در مقام ارائه مجموعه ی دانش ها به جویندگان فضاها و محیط های تاریخی، و تحریک احساسات آنها قرار دارند؛ دائما رو به رو شدن با زندگی شهری، چه به صورت سر بردن در شهر های بزرگ و چه در مراکز کوچک تر و در هسته های ابتدایی از قطب های مدرن، و یا در بین آثار مهم نهشت های قدیمی به شکل منابع و مدارک غیر قابل بازیافت از ساختمانی که در آنها متون تاریخی حفظ می شوند، و یا زندگی در فرهنگ شهر نشینی پیش صنعتی، جملگی مواردی اند که در تاریخ ما بیگانه یا عجیب جلوه نمی کنند.

به اشتراک بذار

Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email
تاریخ شهرسازی جهان اسلام

تاریخ شهرسازی جهان اسلام

وسعت تاریخی، گستردگی جغرافیایی و تنوع فرهنگی در شهرسازی جهان اسلام

تاریخ شهرسازی جهان اسلام

تاریخ شهرسازی جهان اسلام، شهر ها و اشکال گوناگون زندگی شهر نشینی که در این کتاب به آنها می پردازیم. از نمای کلّی جهان اسلام گرد آمده و از حوزه‌ی وسیعی برخوردارند، از این بابت تحقیق، تدوین و ارائه یک مطالعه پربار و منسجم، کاری دشوار و بسیار طولانی را می طلبد، که در این مجموعه محدوده هایی با تسلسل تاریخی تنگاتنگ و نیز مناطق مختلف سرزمین هایی معین، یا پیوند های قومی هم نژاد مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت تحقیق نسبتا جامع و مختصر ارائه می شود.

 

در حالی که شهرنشینی و شهر های مورد نظر دوره ای مشخص و محدود، یعنی چهارده قرن پیش تاکنون، را دربر می گیرد، با کمال شگفتی بر پهنه ای بسیار وسیع گسترده شده و در سه گوشه ی جهان کم و بیش مهم و باستانی گسترش یافته است، و در تعداد زیادی از تمدنها، ایدئولوژیها و نژاد های گوناگون سهم چشمگیری ایفا کرده است. در آغاز، از تاکید بر امور سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، توسعه پالاینده ای شکل گرفت و به بهبود شرایط زندگی ختم شد. سپس، چه در زمان امپراطوری های مافوق ملی خلفای اولیه مانند امویان و عباسیان، و چه در چارچوب سیاست حکام منطقه ای به صورت ایالت در اروپا، در محدوده ی مدیترانه و در آسیا در طول تمامی دوران قرون وسطی، و چه در زمان شکل گیری مجدد اتحادیه ی امپراطوری ها، توسط عثمانی ها، صفویان و مغولان، سازماندهی شهری پدیدار می شود.

 

در تمام این دوران، در شهر های اسلامی حیات، خلاقیت، توانمندی، و بازسازی دستخوش هیچگونه توقفی نشد و بر بحران های رکود اقتصادی فائق آمدند و آنها را از سر راه برداشتند. نقش  این شهر ها، از زاویه سیاسی، توسعه اقتصادی و جمعیتی، بسط فرهنگی، و نیز تاثیر گذاری بر خارج از محدوده ها، آن بوده که بر فراسوی شعاعی گسترده از طریق شالوده های جدید احیا شدند و بروز آنها از طریق سیستم های جدید شهری و سرزمینی از طریق استقرار بعد از برهم ریختگی، تحقق یافت. وسعت منطقه مورد نظر با وجود گستردگی، نسبت به محدوده شبه جزیره عربستان، شامل سرزمین های مهم از طریق توسعه شتابان اسلام در پنجاه سال اول ظهور، و سپس پیشروی کندش در سرزمین های مجاور، به تقویت حضور آن در محدوده جغرافیایی تقریبا پیوسته انجامید.
(منطقه یاد شده تقریبا با محدوده هایی که امروز، به عنوان سرزمین های اسلامی شناخته شده اند، منطبق است)

 

این پهنه از اقیانوس اطلس تا دریای چین، از خلیج گینه تا آسیای مرکزی، از بالکان تا اندونزی، از شاخ آفریقا تا خلیج بنگال، گسترده می شود. این سرزمین ها متضمن جنبه های گوناگون اند و از تنوع پر دامنه ای در زمینه های اقلیمی و زیست محیطی، از قبیل سواحل مدیترانه ای، دره ها، رودخانه های وسیع، فلات ها و رشته کوه ها و کوهستان ها، مناطق حاره ای و نیمه خشک که بین آنها سرزمین های کویری و بیابانی آفریقا و آسیا قرار میگیرد و در آنها جمعیت ها و اقوام مختلف در مراکز بزرگ شهری زندگی می کردند و می کنند،برخوردارند.

 تاریخ شهرسازی جهان اسلام

اسلام در آغاز، به منظور بسط و گسترش در جهان و در پی فتح و استقرار دین و آئین جدید اساسا به دلیل زبان قومی و فرهنگ عربی که نتیجه آن پدید آمدن نوعی وحدت در این سرزمین به شمار می آید، با تعداد زیادی از اقوام مختلف در تضاد قرار گرفت. این تقابل گاهی با دولت ها بوده و به از بین بردن و تعویض آن ها منجر شده و گاهی نیز تحلیل بردنشان در خود بروز کرده است. گاهی از طریق تشکیل سپاهیان و دعوت از کارگران و افراد زحمتکش و بردگان به اسلام، صورت می گرفت.

 

با توجه به فهرست گسترده ای از فرهنگ های مختلف مربوط به اقوام گوناگون، از جمله هلنی – رومی، بیزانسی، عبری، قبطی، اتیوپیایی، عرب های پیش از اسلام، بربر، سودانی، ویزیگوت، اسپانیایی، ارمنی، گرجی، اسلاو، کرد، پارت-ساسانی، بودایی، ترک، ترکمن، مغول، چین و هند (مستقل از ریشه این اقوام)، از بابت پیچیدگی شرایط گسترش اسلام و شکل گیری شهر های اسلامی در فضا هایی که قبلا در آنها فرهنگ اقوام یاد شده جاری بوده، و بسیاری از آنها به سنت های شهر نشینی دوران باستان مجهز بودند، به اندیشه وادار می شویم.

 

وجود سه جنبه متفاوت، یعنی تاریخ، موقعیت جغرافیایی و تنوع قومی و نیز امکانات نامحدود ترکیب و آمیز آنها با فرهنگ اسلامی، به عرضه نوعی وحدت در بسیاری از مفاهیم بین آنها منجر شده است، از سوی دیگر، با توجه به سه عامل یاد شده، اختلاف زیادی در میان پدیده های شهری پیش آمده است؛ به طوری که هرگاه تاریخ از جهاتی در روند گسترش خود قابل بازیافت باشد، و نیز با مطالعه عمیق تحرک ها و انگیزه ها، مشخص می شود که ارتباطات در پیوند ها و آیین ها و ادغام آنها در سطح محلی و منطقه ای، دامنه تاریخ گسترش می یابد.

شهر های اسلامی با استخوان بندی و شیوه استقرار مربوط به خود و تحمیل آنها به مناطق مختلف تجلی می یابند. شکل این استقرار گاهی جهت دار و در قالب نظم های اقتصادی – تولیدی در بافت های متراکم مختلف محیط و به صورت ترکیب جمعیتی مجموعه های گوناگون مردمی با نژاد ها، زبان ها و لهجه های مختلف بوده است (لهجه های گوناگون عربی اغلب در کنار یکدیگر قرار می گرفته اند ولی در زبان رسمی بیانگر عبادت و نیایش مشترک اند)، گاهی در این شهر ها اقلیت های رسمی شناخته شده مذاهب دیگر در محله ها یا شهرک های مخصوص خود ساکن اند (مسیحیان و یهودیان در محدوده مدیترانه، پیروان مکتب اصالت روح و مسیحیت در صحرای جنوبی آفریقا و زرتشتیان، هندو ها و بودائیان در آسیا.)

غالبا مشاهده شده است که هر یک از گروه های یاد شده در بالا، در محله های خود ساکن شده و با سایر گروه ها در نمی آمیزند (این موضوع بر اساس یک عرف رسمی با حفاظت از هویت ملی مرتبط است) و در نتیجه به حیات شهری سرشتی قطبی می داد و این قطب های مختلف به بیان دیگر حاملان مذاهب، فلسفه ها، و فرهنگ و هنر های گوناگون، براساس درک متقابل در جوار یکدیگر، با زندگی مسالمت آمیز بوده و این همزیستی بر پایه اصول برادری که شالوده تمام فرهنگ ادیان مختلف است، استوار شده است.

اگر گاهی ویژگی های یاد شده محو شده اند و در قرن اخیر متاسفانه برخی رفتار های یاد شده به دست فراموشی سپرده شده اند، ناشی از گرایش و گسترش افکار ملی گرایی و نیز فراموشی و کنار گذاتشن بوده است؛ توجه و تمایل به تعیین مرز های مشخص و دقیق و همچنین تشکیل گروه های خاص و متمایز براساس زبان یا مذهب، وجود و حضور اعضای گروه های مختلف، در حال حاضر یکی از مشخصه های بارز شهر های تاریخی جهان اسلام به شمار می آید. و این ویژگی چه در شرایط معمول که در آن گروه های اسلامی به طور مشخص در اکثریت و نیرومند باقی مانده اند، و چه در شهر هایی با فضا های جانبی چون “کانو”، “تفلیس” و “بنارس”، که در آنها مسلمانان در اقلیت اند، قابل تشخیص است.
تاریخ شهرسازی جهان اسلام

تاریخ شهرسازی در جهان اسلام

به اشتراک بذار

Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email