میراث تاریخی؛ شهرسازی موجود

میراث تاریخی شهرسازی موجود

یکی از فعالیت ها در ارتباط با ساخت و ساز بوده است که بطور طولانی و بدون گسست در طول قرن های متمادی، بر چنین سرزمین وسیعی سایه افکنده، و مملو از مشارکت های متفاوت بوده است؛ به طوری که نمی توانست غیر از این میراث شهرسازی موضوعات وسیع و کثیر دیگری تولید کند. این میراث چه در تعداد بی شماری از مراکزی که آنها را ایجاد و ترکیب می کند، و چه در کیفیت مجموعه های مناسب فضا های شهری، جلوه گر می شود.

 

حتی اگر تمامی و یا بخشی از محله های شهری مرتبط با جهان اسلام قابل دسترسی و موجود نباشد، اما اسناد تاریخی، باستانشناختی، و بیش از هر چیز جمعیتی، که در مراکز قدیمی زندگی می کنند و این مراکز هنوز فعال و زنده اند (در تعدادی از کلان شهر ها، صد ها شهر بزرگ و کوچک هزاران شهرک و روستا)، به ما نشان می دهند که موضوع به وسعت و تعداد بیشماری از مجموعه شهر های تاریخی مرتبط است که از نظر فرهنگی در جهانی مربوط به خود به طور هماهنگ رفتار می شده است؛ و در تعداد زیادی سرزمین واقع در سه گوشه جهان بسط یافته. به این ترتیب، در آنها اسخوان بندی شهری به طور ریشه ای قابل شناسایی و مطالعه است. در این سرزمین ها شکل های مدرن شهر سازی شناخته و پذیرفته شده اند.

اثرات مفاهیم نظام های یاد شده حتی در وضعیت سرزمین های که در آن استخوان بندی قدیمی مربوط به دوران پیدایش کالبد اسلامی مشهود است، به کمک طرح های نو و با توجه به نیاز های جدید که توسعه های عصر حاضر پیش آورده اند یا اصلاح شده و یا اساسا کنار گذاشته شده اند (مانند شبکه های ارتباطی زمینی و دریایی، به شکل بافت های متراکم در فضا های مناسب و یا به صورت بافتهای منبسط در سرزمین های که کمتر قابل سکونت و جمعیت پذیرند و بیشتر به عنوان گذرگاه در نظر گرفته شده اند، استحکامات قلعه ای، مسیر کاروان ها).

بارزترین و مهمترین میراث گذشته در مدارک ارزشمندی که به یادگار مانده اند متبلور است، و این میراث نه تنها در کیفیت فضاهای معمارانه و استخوان بندی انداموار آن تجلی یافته، بلکه حاکی از نمایش دوران قدیم و قالب جوامعی است که هنوز خاموش نشده اند، یا این که این میراث به صورت مراکزی که آثار اولیه طرح های آفریده شده به طور یک پارچه حفظ می شوند، و یا استعداد مجموعه ساختمان های ماندگار و تجهیزات بافتهای کوچکتر نسبت به طبقات اجتماعی، حکومتی و یا تمایز های ویژه تغییر کرده اند؛ حتی آنها که ((تغییر و تحولات)) و تبدیل طبقاتی را بروز می دهند در آنها کالبد های مناسب شهری در روند اصلاح تاریخی بافت اجتماعی و شهری تغییر کرده است.

 

 

در موارد زیادی، مطابق سازی ها نشان می دهند که چیدمان فضای شهری با آگاهی کامل از طبیعت، توسعه، مشغله های فردی و گروهی و با توجه به فعالیت در کل اجتماع، و همچنین نسبت به فعالیت فردی هدایت شده اند؛ اینها جملگی در درون فضاهای زندگی روزمره که هنوز هم قابل زیست اند، شاید به علت تناسبهای رعایت شده در عملکرد ها و مقیاسهای تغییر ناپذیر، برخورد اشخاص با یکدیگر، گذرها، نگاه ها، مصاحبت ها، رفتار های مربوط به زندگی اولیه و معمولی گروه های خانواده، فعالیت معمول اقتصاد خرد، مشاغل و صنایع دستی، نیایش و عبادتگاه ها، تحصیل، نظافتکاری و حمام گرفتن، هنوز در برخی مناطق به همان صورت های اولیه حفظ شده اند.

 

متاسفانه تعداد زیادی از این مراکز از بین رفته اند و در اعصار مختلف به علت نامناسب شدن زندگی در شهر ها از بین رفته اند؛ این شرایط یا به دلیل تاثیر بلایای طبیعی، پدیده های مهاجرت و گروهی و جمعیتی، در گرفتن جنگ های خانمان سوز و یا متروک شدن ناشی از فقدان استحکامات و یا آتش سوزی های پی در پی پدید آمده اند. در هر صورت، مقدر بود که هر نوع اثر از یک شهر هول انگیز و متروک محو شود و جسارت تحقق بخشیدن هر هدفی را برای بازیافت آن ساقط کند؛ در این گونه موارد برای دستیابی به شناخت از سیمای شهر های محو شده، بجاست که به نوشته ها و منابع اولیه پیشینیان رجوع، و یا به حفاری های باستانشناختی اقدام شود، که در شناسایی ده ها و صد ها شهر اولیه اسلامی و قرون وسطایی که مرده اند، سهم بسزایی دارد.

نیز، می دانیم که تعدادی از این شهر ها طی چند قرن گذشته رفته رفته صدمه دیده اند، به طوری که استخوان بندی اولیه آنها غیر قابل شناسایی شده اند، و نیز از قرون گذشته و از مظاهر مهم زندگی شهری مربوط به دوران اولیه اسلام، به آغاز عصر حاضر متصل شده و در وضعیت هایی قرار گرفتند که، به جای این توسعه یابند، ناشی از پدیده توسعه شتابان، به تدریج محو شدند (یا این که با ترک تدریجی و غیر قابل برگشت ساکنانشان از بین رفتند).
 باید گفت که این توسعه های شتابان همیشه با به مخاطره افکندن کاربرد اسناد و بنا های تاریخی معنادار ماندگار از فرهنگی که آنها را به وجود آورده، توام بوده است؛ نیز، در این زمان بر اثر توسعه های یاد شده دیگر شهر های تاریخی در حال قرارگیری در مقابل همان مخاطرات اند، به نحوی که به مقدار اندک و یا حتی هیچ نوع اقدامی جهت ممانعت از تخریب های جبران ناپذیر، صورت نمی گیرد.

 

با وجود ویرانی ها و مخاطرات قریب الوقوع در جهت محو شدن، که متاسفانه همواره مشهود و فزاینده است، ولی وجود نیروی بقا در تعداد زیادی از کالبد های شهری که در حال حاضر به میزان کافی و کامل جاری است، به طور طبیعی در مقام ارائه مجموعه ی دانش ها به جویندگان فضاها و محیط های تاریخی، و تحریک احساسات آنها قرار دارند؛ دائما رو به رو شدن با زندگی شهری، چه به صورت سر بردن در شهر های بزرگ و چه در مراکز کوچک تر و در هسته های ابتدایی از قطب های مدرن، و یا در بین آثار مهم نهشت های قدیمی به شکل منابع و مدارک غیر قابل بازیافت از ساختمانی که در آنها متون تاریخی حفظ می شوند، و یا زندگی در فرهنگ شهر نشینی پیش صنعتی، جملگی مواردی اند که در تاریخ ما بیگانه یا عجیب جلوه نمی کنند.

به اشتراک بذار